Bitter Irony

•نوامبر 21, 2008 • تا کنون 4 نظر داده شده

اندر مصایب ویندوز نصب کردن های زود به زود اینه که باید تمام نرم افزارهای مورد نیازت رو دوباره اینستال کنی.حالا کی می ره این همه راه رو.اونم وقتی که جناب فلاحیان می خوان تشریف بیآرن دانشگاه؛درست یک روز بعد از سالگرد قتل های زنجیره ای.وقتی  می خوای کلی مقاله و کتاب پی دی افی رو بخونی.کمتر از 24 ساعت هم وقت داری.

از طرفی هی یه چیزی قلقلکت می ده که روز شنبه بری دانشگاه و بشینی روبروی اونی که میگه قتل های زنجیره ای یک سال و نیم بعد از رفتن من اتفاق افتاد و  از طرفی هم دلت نخواد اصلا اون روز بری دانشگاه.

گیج می زنی اساسی!چیزی که بیشتر از همه بین سلول های مُخم،بلد شده اینه که:

I’m Iranian, but I hate Iran!

و همیشه از این جمله نارحت و شرمنده می شم.

 

 

 

پی نوشت:

میگم:قراره علی فلاحیان بیآد؟

میگه:قراره فلانی بعد از اتمام صحبت های فلاحیان از دانشگاه اخراج بشه!

خندیدم.خندیدیم.طنز تلخی بود.

Daff

•نوامبر 15, 2008 • تا کنون 2 نظر داده شده

چند مدته که هوس دف کردم.

.

.

.

.

زرشک!